گزارش خرابی لینک
لینک خراب شده را به ما اطلاع دهید تا اصلاح کنیم .
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اگر نسخه ی جدید منتشر شده به ما اطلاع دهید .
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
آخرین آموزش های اندرویدی :
ads ads
اطلاعیه های سایت

بررسي زبان و آفات و راه علاج آن از ديدگاه امام سجاد(ع)
۰۱ / مرداد / ۱۳۹۶
بازدید : 19
نظرات : 0 دیدگاه
نویسنده : admin
موضوعات : نرم افزار

فرمت :WORD                                                     تعداد صفحه :۱۵۷

  1. تعريف و تبيين موضوع:

 

زبان عضوي است ماهيچه اي و بيضي شكل كه از ته به انتهاي كف دهان و به استخوان لامي چسبيده و داراي يك سطح فوقاني و يك سطح تحتــاني و دو لبه جانبي و يك نــــوك مي باشد . و در بين اعضاي انسان از اهميتي خاص برخوردار است و وظايفي را عهده دارد كه به نحو احسن انجام مي دهد .

و زبان سه كار عمده دارد :

۱- جويدن و بلعيدن غذا به كمك زبان انجام مي گيرد بطوري كه اگر زبان به حركت در نيايد ، خوردن غذا مشكل و گاهي غير ممكن مي باشد.

۲- طعم و مزه هاي مختلف و گوناگون ( شيريني ، تلخي ، شوري ، ترشي و …. به وسيله زبان تشخيص داده مي شود .

۳- افكار و انديشه هاي انسان و مقصود و سخنان او ، با زبان ظاهر و ارائه مي شود و به سخن ديگر ؛ سازنده و خلاق اصلي سخن و كلام زبان است .

و بدين جهت است كه ما با توجه به قرآن و روايات و احاديث و …..هم روي كار سوم زبان كه همان نقش بيانگري آن است ، تكيـــه مي كنيم و از اين زاويــه مورد توجه قرار مي دهيم .

و در قرآن مجيد مي خوانيم: الرََّّحمنٍ ، علَّم القرآن ، خلق الانسان ، علَّمه البيان.

« خداوند مهربان به رسولش قرآن را آموخت و انسان را خلق نمود و به او بيان «سخن گفتن» را ياد داد.[۱]

بعد از اینکه با زبان این عضو ماهیجه ای آشنا شدیم حقوق زبان از دیدگاه امام سجاد(ع) را بیان می کنیم .

امام برای زبان چندین حق بیان کرده اند که به ترتیب ذکر می کنیم:

۱- پاکسازی زبان:

امام سجاد (ع) فرمود: « و اما حق اللسان فاکرامه عن الخنی»[۲]

« حق زبان بازداشتن و پاک کردن نمودن آن از فحش و زشت گویی است.

تفسیر: در کلام امام (ع) اولین حق زبان پاکسازی آن از گفتار زشت و ناپسند است و دومین حق بهسازی آن می باشد که در واقع امام « پاکسازی » را مقدم بر «بهسازی » گرفته است.

۲-بهسازی زبان:

« و تَعوِیدُهُ عَلَی الخَیرِ وَحَملُهُ عَلَی الادَبِ»

« حق زبان عادت دادن آن بر نیک گویی و وادار کردنش بر مودبانه سخن گفتن است »

تفسیر: در اینجا هم باید بعد از پاکسازی زبان از زشتیها ، آن را با زیباییها آراسته کنیم و بر سخنان خوب و زیبا و حق و منطقی عادت دهیم و بر این وادار کنیم.

« و قولوا للناس حسناً» [۳]     « بر مردم سخن خوب و زیبا بگویید»

۳- خود داری از سخنان بی مورد و بی فایده:

و اِجمامُهُ اِلا لِمَوضِع الحاجَةِ و المَقعَةِ و الدُّنیا و اِعظائُهُ عَنِ الفُضُولِ الشُّنعَةِ القَلِیلَةِ الفائدَةِ لا یُومَنُ ضَرُرها مَعَ قِلَّةِ عائُدَنها.

سومین حق زبان « ساکت نمودن آن مگر به مقدار نیاز و لزوم و منفعت دین ودنیا ، و بازداشتن آن از حرفهای زاید که سودش کم و ضررش محتمل است»

بنای شریعت اسلام بر اعتدال و میانه روی است .

« جَعَلناکُم اُمَّةً وَسَطاً» « شما را امت میانه رو و معذول قرار دادیم»

 

۲- ضرورت و اهداف تحقيق

انسان بعد از خداوند متعال ، قبل از هر چيز و هر كس با جوارح و اعضاي خود در ارتباط است ، چرا كه ارتباط با اشياء و افراد ديگر نيز به وسيله اعضا و جوارح است . پس لازم است كه حقوق آنها هم قبل از حقوق ساير چيزها مطرح شود.

امام سجاد (ع) نيز وقتي كه حقوق را بيان مي كند ، بعد از بيان بزرگترين حق خداوند (عبادت و عدم شرك) كه نزديكترين صاحب حق انسان از طرف بالا است .حقوق اعضا و جوارح را بيان مي كند كه نزديكترين صاحب حق او از طرف پايين است .و مهمترين حقوق اعضا و جوارح ، حقوق زبان و حق اللسان است . تا جايي كه امام علي (ع) مي فرمايد:

المرءُ مخبوءٌ تحت لسانِهِ             شخصيت هر انسان زير زبانش نهفته است »[۴]

با توجه به آیه بالا زبان نمودار شخصیت است تاکسی به سخن نیامده است ، شخصیت و کاربرد آن پیدا نیست اما بعد از سخن ، ماهیتش آشکار می گردد.

حضرت علی (ع) فرمود :« تکلموا تعرفوا» در سخن بگویید تا شناخته شوید» و همچنین انسان می تواند با رعایت حقوق زبان از خدمات زبان بهره مند و از خطراتش در امان بماند . و می تواند انسان را به«اعلی علیین» و یا « اسفل السافلین» برساند ؛ چرا که ایمان و کفرکه از اعمال باطنی است . بوسیله زبان ظاهر می شود . وهدف از این تحقیق نشان دادن حقوق زبان و خدمات و خطرات زبان می باشد.

 

۳- پيشينه موضوع:

 شايد براي بعضي ها اين سوال مطــرح شود كه اعضــاي يك فرد چگونه بر او حق پيدا مي كنند و از او طلبكار مي شوند ، در حالي كه اعضاي او نه از خود شعوري دارند و نه استقلالي !

همه مي دانيم كه اعضا و جوارح انسان ، اسباب كار و وسيله زندگي و ارتباطات او است و انسان با توجه به اين كه مي تواند اين اعضا را در موارد مختلف به كار گيرد . مالك حقيقي اين اعضا، با توجه به مصالح فردي و اجتماعي نوع بشر شرايطي را در كاربرد آنها ، بر انسان قرار داده است و او را موظف كرده است كه با اين شرايط بكار برد .

 

۴- روش تحقيق

روش تحقيق جهت مطالعه علمي موضوع تحقيق حاضر ، عبارت است از روش كتــابخـانه اي .

در اين روش مهمترين بخش ، جمع آوري منابع و كتب قابل استفاده در تحقيق مورد نظر و مربوط به مراكز مختلف از جمله سايتهاي مختلف حوزه و دانشگاه و كتابخانه شخصي و استفاده از نوار معتبر و بررسي كتــب مربوط به رساله حقوق امام سجاد ( عليه السلام ) مي باشد.

پس از جمع آوري مطالب و فيش برداري از آنها ، موضوعات مربوطه مشخص و مطالب بر طبق آنها دسته بندي شده و در مرحله بعد ، چنين و اين مطالب و سرانجام شكل دادن و مرتبط ساختن كل مطالب جهت تبيين موضوع اصلي در پژوهش است .

امام زين العابدين( عليه السلام) شهربانو دختر يزدگرد آخرين پادشاه فارس بود. نام اول اين بانو جهانشاه و بقولي شاه زنان بوده است و شرافت اين زن آن است كه مادر نه نفر از ائمه طاهرين مي شود و چنانچه حسين (عليه السلام) اب الائمه است اين زن نيز ام الائمه است. [۵]

و اما امام سجاد ( ع)دوران كودكي خود را در شهر مدينه سپري كرد. حدود دو سال از خلافت جدش اميرالمومنين(عليه السلام ) را درك نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموي خويش امام مجتبي (عليه السلام ) بود كه تنها در شش ماه آن عهده دار خلافت اسلامي بود .پس از شهادت امام مجتبي (عليه السلام ) در سال ۵۰ هجري ، به مدت ده سال در دوران امامت پدرش حسين بن علي (عليه السلام ) كه در اوج قدرت معاويه با او در ستيز و مبارزه بود ، در كنار او قرار داشت.

مدت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش ۵۷ سال است زيرا ۱۵جمادي الاول سال ۳۸ از هجرت به دنيا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت اميرالمومنين است و تقريباً ۲۳ سال با پدر بزرگوارش زندگي كرد پس مدت امامت آن بزرگوار ۳۴ سال است . [۶]

در محرم سال ۶۱ هجري در جريان قيام و شهادت پدرش حسين (عليه السلام )در سرزمين كربلا حضور داشت . پس از فاجعه كربلا كه امامت به او رسيد ، همراه ديگر اسيران اردوگاه حسين به اسيري به كوفه و شام برده شد ، و در اين سفر سرپرست و تكيه گاه اسيران در كوران مصائب و گرفتاريها بود . او در اين سفر  با سخنرانيهاي آتشين خود حكومت يزيد را رسوا ساخت و پس از بازگشت از شام ، در شهر مدينه اقامت گزيد تا آنكه در سال ۹۴يا ۹۵ هجري به شهادت رسيد و در قبرستان معروف « بقيع» در كنار قبر عمويش امام حسن (عليه السلام) به خاك سپرده شد .[۷]

و اما از نظر فضايل انساني : امام سجاد گرچه با اهل بيت ( عليه السلام ) وجه اشتراك در همه فضايل دارند و هيچ فرقي ميان آنان از نظر صفات و فضايل انساني نيست اما از نظر گفتار و كردار شباهتي تام به جدشان اميرالمومنين (عليه السلام ) دارد.

 

بخش دوم: ويژگيهاي اخلاقي امام سجاد (عليه السلام )

ايمان امام سجاد(عليه السلام ):

اميرالمومنين (عليه السلام ) در دعاي صباح مي گويد: يَا مَنْ دَلَّ عَليَ ذاتِهِ بِذاتِهِ (اي كسي كه برهان وجود خود هستي )

حضرت سجاد نيز در دعاي ابو حمزه ثمالي مي گويد: بِكَ عَرْفتُكَ وَ اَنْتَ دَلَلْتَنَي عَلَيْكَ وَ دَعَويني اِلَيْكَ وَ لَوْ لا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ مَا اَنْتَ .« تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودي مرا بر خودت و دعوت نمودي به خودت و اگر نبودي . ترا نمي شناختم»

اين گونه كلمات منتهاي ايمان را مي رساند و اين همان ايمان شهودي است كه اميرالمومنين مي فرمايد:

« لَوْ كَشفَتْ لِي الغِطاءُ ما أزدَدْتُ يَقينَا»

« اگر بر فرض محال ممكن بود خدا را به اين چشم ظاهري ديد و مي ديدم بر يقين من كه الان به ذات مقدس حق دارم افزوده نمي شد»

 

 

علم امام سجاد (عليه السلام )

اگر اميرالمومنين (عليه السلام ) مي گويد:« از من بپرسيد هر چه مي خواهيد كه به خدا قسم تمام وقايع را تا روز قيامت مي دانم »، حضرت سجاد نيز مي گويد : « اگر نمي ترسيدم كه مردم در حق ما غلو كنند ، وقايع را تا روز قيامت مي گفتم».

 

تقواي امام سجاد (عليه السلام )

اميرالمومنين (عليه السلام ) مي فرمايد « وَ الله لُوْ اُعْطُيت الا قاليمَ السَّبْعَةَ وَ مَا تَحْتَ اَفْلاكِها عَلَي اَن اَعْصي فِي نَعْلَةِ اَسْلُبُهَا جَلْبَ شِعْيرةٍ ما فَعَلْتُ».

« به خدا قسم اگر تمام عالم هستي را به من دهند كه به مورچه اي ظلم كنم و بي جهت پوست جوي را از دهان آن بگيرم ، نمي كنم»

حضرت سجاد نيز مي فرمود:

« تَعْصِيْ الا له وَ اَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ              هَذَا اَلَعْمِري فِي الفِعَالَ بَديعُ

لَوْ كُنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ لا طَعْتَةُ                     اِنْ المُحِبُّ لِعَنْ يُحْبُّ مطيعُ»

« خداوند را معصيت مي كني  و ادعا مي كني كه او را دوست داري»

« به جان من اين ادعا از عجايب امور است . اگر راست خدا را دوست داشتي او را اطاعت مي كردي ، زيرا محب هميشه مطيع محبوب است ، در اين اشعار نيز امام سجاد (عليه السلام ) مي گويد محال است كه خداوند را معصيت كنم زيرا او را دوست دارم .

 

 

عبادت امام سجاد (عليه السلام )

درباره اميرالمومنين گفته شده است كه روزها به ايجاد باغ و قنات براي فقرا و محتاجين مشغول بود و تا به صبح عبادت مي كرد. حضرت سجاد نيز چنين بود چه بسيار باغها و قنوات كه به دست ايشان براي ديگران آباد يا ايجاد شد، عبادت و سجده او به حدي بود كه به زين العابدين و سجاد ملقب شد .

از رسول اكرم روايت شده كه روز قيامت خطاب مي شود : كجا است زين العابدين ؟ و مي بينم كه فرزندم علي بن الحسين جواب مي دهد و مي آيد.

از امام باقر روايت شده كه : « پدرم را مي بينم كه از كثرت عبادت پاهاي او ورم كرده ، و صورت او زرد ، و گونه هاي او مجروح ، و محل سجده او پينه بسته بود »

 

سخاوت ، فتوت و رأفت امام سجاد (عليه السلام ):

در تاريخ است يكي از كارهاي اميرالمومنين (عليه السلام ) اداره كردن فقرا بطور مخفيانه بوده است . اميرالمومنين شبها خوراك ، پوشاك و هيزم به خانه بينوايان مي برد . و آن بينوايان حتي نمي دانستند كه چه كسي آنها را اداره مي كند . همچنين ميان مورخين مشهور است كه امام سجاد (عليه السلام ) چنين بوده است »

رواي مي گويد: در محضر امام صادق (عليه السلام ) بودم كه از امير المومنين (عليه السلام ) صحبت شد و گفته شد هيچ كس قدرت عمل اميرالمومنين را ندارد و شباهت هيچ كس به اميرالمومنين بيشتر از علي بن الحسين نبوده است كه صد خانواده را اداره ميكرد . شبها گاهي هزار ركعت نماز مي خواند . از طريق اهل سنت روايت شده است كه چون حضرت سجاد شهيد گشت روشن شد كه آن حضرت صد خانواده را به طور مخفي اداره مي كرده است.

 

زهد امام سجاد (عليه السلام )

چنانچه اميرالمومنين (عليه السلام ) زاهد به تمام معني بوده است و دلبستگي به مالي و به كسي جز به خداي متعال نداشته است . همچنين بوده است امام سجاد(عليه السلام ).

لذا به اصحاب خود سفارش مي فرمود : اَصْحابي اِخْوانِي ، عَلَيْكُم بَدارالْاخِرَة و لا اُوصِيْكُمْ بِدَارالدُّنْيا فَاِنَّكُم عَلَيها وَ بِهَا مُتَمَسِّكُونَ اَمَا بَلَغَكُمْ اَنَّ عيسيَ (عليه السلام ) قَالَ للحواريينَ : الدُّنيا قَنْطَرةُ فَاعُبُروها و لا تَعمُرُوها وَ قالَ : مَنْ يَبْنيِ عَلَي مَوْجِ الْبَحْرِ دَاراً ؟ تِلْكُم الدَّارُ الدُّنْيا وَ لا تَتَّخِذُوها قراراً.

« اي ياران من ، برادران من ، مواظب خانه آخرت باشيد من سفارش دنيا را به شما نمي كنم زيرا شما بر آن حريص هستيد و به آن چنگ زده ايد . آيا نشنيده ايد كه حضرت عيسي به حواريين مي گفت ك دنيا پل است ، از روي آن بگذريد و به تعميرش نپردازيد ! چه كسي روي موج آب خانه مي سازد؟ موج دريا اين دنيا است به آن دلبستگي نداشته باشيد»

 

شجاعت امام سجاد (عليه السلام )

شجاعت امام علي (عليه السلام ) زبانزد خاص و عام است و اگر گفتار امام سجاد (عليه السلام ) را در مجلس ابن زياد و در مجلس يزيد و مخصوصاً خطبه آن بزرگوار را در مسجد شام در نظر بگيريم شجاعت اين بزرگوار نيز بر ما روشن مي شود .

اميرالمومنين شجاعت خود را در ميدان براي افرادي مثل عمربن عبدود و مرحب خيبري بكار مي برد و فرزند گرامي او امام سجاد شجاعت را در مجلس ابن زياد و مجلس يزيد و روي خبر در مسجد شام بكار برده است .

 

سياست امام سجاد(عليه السلام )

اميرالمومنين به اقرار همه مورخين از سني و شيعه پاسدار اسلام بود و راي و تدبير او فوق العاده مفيد بود ،‌چنانكه عمر بيشتر از هفتاد مورد گفته است :

لَوْ لا عَلِيَّ لَهَكَ عُمَرْ يعني « اگر علي نبود عمر هلاك شده بود »

امام سجاد (عليه السلام ) در مدت ۳۵ سال پاسدار شيعه بود مورخين معتقدند كه تدبير امام سجاد مدينه را و بسياري از شيعيان را از دست كساني چون يزيد و عبدالملك مروان نجات داد.

 

حلم امام سجاد (عليه السلام )

درباره اميرالمومنين گفتاري نقل شده و ايشان فرمودند : « بر آدم بيخردي گذشتم كه به من بد گفت از او صرف نظر كردم گويي كه او حرفي نزده است .

درباره امام سجاد نيز گفتاري نقل شده است و ايشان فرموده اند : « بر كسي گذشتم كه به من بد مي گفت .بدو گفتم كه اگر راست مي گويي خداوند متعال مرا رحمت كند ، و اگر دروغ مي گويي خدا تو را بيامرزد»

 

تواضع امام سجاد (عليه السلام )

آن حضرت با فقرا مي نشست ، با آنان غذا مي خورد ، از آنان دلجويي مي كرد، به آنان لطف داشت و پناه آنان بود براي آنان كار مي كرد و از آنان پذيرايي مي نمود ، و در باره آنان به ديگران سفارش مي كرد ، تاريخ نويسان اقرار دارند كه امام سجاد (عليه السلام ) دوست فقيران ، يتيمان و بينوايان سر سفره اش باشند و با آنها بنشيند ، غذا براي آنها آماده كند و حتي غذا در دهان آنان بگذارد.

فصاحت و بلاغت امام سجاد(عليه السلام )

فصاحت به معناي خوب سخن گفتن ، مجاز ، كنايه ، لطايف و مثالها را بكار بردن است. و بلاغت سخن خوب گفتن ، بجا سخن گفتن ، از طول كلام بي فايده پرهيز داشتن است . فصاحت و بلاغت اميرالمومنين مورد اقرار همه است آنچنانكه درباره نهج البلاغه گفته شده :

دُونَ كَلامِ الْخالِقِ وَ فَوْقَ كَلامِ الْمَخْلُوق.

« پايين تر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است .

امام سجاد صحيفه كامله سجاديه را به جهان عرضه داشت ، صحيفه اي كه چون آن نيامده و نخواهد آمد . صحيفه اي كه در ضمن دعا ، معارف اسلام ، سياست السلام ،‌اخلاق السلام ، اجتماعات السلام ، حقانيت شيعه ، حقانيت اهل بيت ، انتقاد از ظلم و ظالم ، سفارش به حق و حقيقت و بالاخره يك دوره معارف اسلامي را آموزش مي دهد .

صحيفه اي كه محققين اسم آن را اُختُ القرآن ، انجيل اهل بيت ، زبور آل محمد ناميدند. صحيفه اي كه ابلحي با فصاحت ادعا مي كرد كه مي تواند چون آن بياورد چون قلم بدست گرفت و نتوانست . دق كرد و مرد.

و ديگر از آثار پر ارزش امام سجاد (عليه السلام ) و مساله حقوقي ايشان است كه يكي از كتابهاي فصيح و بليغ است .

 

جهاد امام سجاد (عليه السلام )

اميرالمومنين (عليه السلام ) بزرگترين مجاهد اسلام است كه توانست اسلام را از دست كفار و مشركين نجات دهد . ولي فرزندش امام سجاد (عليه السلام ) گرچه در كربلا كشته نشد اما وجودش ، بقايش و اسارتش عامل بقاي اسلام بوده است . قيام ابي عبدالله الحسين(عليه السلام ) درختي بود كه در كربلا كاشته شد و آبياري و به ثمر رساندن و نگاهداري از آن بدست امام سجاد (عليه السلام ) ، به دست زينب كبري انجام گرفت ، تدبير امام سجاد در اسارت ، گريه هاي امام سجاد در مدينه ، نوحه خواني و روضه خوانيهاي آن حضرت در مدت ۳۵ سال سخنرانيش به موقع جهادي بود فوق العاده مفيد و ثمر بخش كه تحليل سياسي تاريخ ، اين مطالب را نشان مي دهد.

 

عفو و جوانمردي امام سجاد (عليه السلام )

اگر تاريخ درباره اميرالمومنين (عليه السلام ) مي گويد كه چگونه از ابن ملجم مواظبت كرد و هنگامي كه ظرف شيري را براي حضرت مي آورند نيمي را مي خورد و نيم ديگر را براي او مي فرستاد ، و درباره او وصيت و سفارش نمود ، درباره امام سجاد نيز منقول است كه:

فرماندار مدينه كه دل امام سجاد را خون كرده بود ، از طرف عبدالملك مروان معزول شد و امر شد كه او را به درختي بندند و مردم بيايند و به او توهين كنند . امام سجاد (عليه السلام ) اصحاب خود را خواست و سفارش فرمود كه مبادا به او توهين شود ، امام سجاد نزد او رفت و او را دلداري داد و نزد عبدالملك مروان وساطت او را كرد كه از اين خوري نجات يابد.

آن فرماندار معزول مي گفت از علي بن الحسين و يارانش ترس دارم زيرا به آنها ظلم بسيار كردم.

 

ابهت و شخصيت امام سجاد (عليه السلام )

درباره امير المومنين (عليه السلام ) گفته شده است كه بسيار متواضع بود ، ولي بزرگي شخصيت آن بزرگوار ميان همه محفوظ بود . همچنين است فرزند عزيزش امام سجاد (عليه السلام ) . در تاريخ ضبط است كه هشام بن عبدالملك به حج آمده بود و كثرت جمعيت مانع شد كه حجرالاسود را استلام كند . پس در گوشه اي براي خود فرشي انداخته بو نشسته بود كه امام سجاد وارد طواف شد و وقتي به حجر الاسود رسيد ، مردم كنار رفتند و حضرت مكرر استلام نمود ، هشام فوق العاده ناراحت شد . يكي از اطرافيان پرسيد : اين مرد كيست كه مردم چنين باو احترام دارند؟ هشام تجاهل كرد و گفت نمي دانم . فرزدق آنجا بود ، في البداهه قصيده مفصلي درباره امام سجاد سرود .

هَذَا الَّذي تَعْرِفُ الْبَطْحاءُ وَ طْاتَهُ

ما قَالَ لا قَطُّ اِلا فيِ تَشَهِّـــدِهِ

يَغْضِيَ حَيَاًء وَ يُغْضَي مِنْ مَهَا بَتِهِ

مِنْ مَعْـشَرِ حُبُّـهُمْ دينُ وَ بُغْضُهُمْ

مُقَــدَّمُ بَعْدَ ذِكِــرِ اللهِ ذِكــرهُمُ

وَ الْبَيْتَ يَعْرفُهُ وَ الحِلُّ و الحَرَمُ

لَــو لَا التشَهُّدُ كانتْ لاَئُهُ نَـعَمَ

فَمَــا يُكَلَّمُ اِلّا حيْنَ يَــتْبَسِمُ

كُفَرٌ وَ قُرْبُهُمْ مَبْضَي و مُقْــتَصَمُ

في كُلِّ فَرْضِ و محْتُومٍ بِهِ الكَلِمُ[۸]

« اين مردي است كه حجاز خانه خدا ، حل ، حرام او را مي شناسند ، نه ، در كلامش نيست ، حاجت سائل را هميشه برآورده مي كند جز در تشهد – كه لااله اله الله – مي گويد . و اگر تشهد در نماز نبود ، نه او ، هميشه آري بود :‌هنگام برخورد با مردمان چشمها فرو مي بندد  براي آنكه حيا دارد ، و ديگران مگر كه آن بزرگوار تبسم كند ، روز قيامت حب آنها دين است و بغض آنها كفر است .و قرب و نزديكي به آنان پناه و نجات انسانها است . در نمازها ياد آنها و اسم آنها مقدم بر هر چيزي است بعد از اسم خداي متعال و نمازها به اسم آنان تمام مي شود . يعني در نماز بعد از اسم خدا در اقامه ، اسم اهل بيت است و آخر مطلب كه در تشهد آخر گفته مي شود باز اسم اهل بيت است .

گفته شده كه فرزدق به اين اشعار آمرزيده شده است و به گفته جامي اگر اهل عالم به اين اشعار آمرزيده شوند جا دارد .

 


۱ – الرحمن : ۴-۱

۲ – علی شیروانی ، رساله حقوق امام سجاد (ع)

۳- سوره بقره آیه ۸۳٫

۳- نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شماره ۲۱۷۸٫

[۵] – آيت الله مظاهري، چهارده معصو م  چاپ كيهانك.

[۶] مهدي پيشواي ، سيره پيشوايان، چاپ چهاردهم، ص ،۲۳۴٫

[۷] – آيت الله مظاهري، چهارده معصو م  چاپ كيهانك.

[۸] – ابن شهر آشوب ، مناقب.


راستی سایت را در کانال تلگرام دانلود نایاب با کلیک بر اینجا دنبال کنید ♥
ads
جعبه ی دانلود
Download box
گزارش خرابی لینک گزارش نسخه جدید
درباره ی نویسنده
About author
admin

admin 20238 نوشته در دانلود نایاب دارد.

مشاهده تمام پست های

نظرات
Comments

دیدگاه شما

ارسال نظر
( الزامي )
(الزامي)
تبلیغات
کانال تلگرام